این روزها بهانه های زیادی برای دل تنگی دارم و شاید برای مدتی از حضور در بعضی از انجمن ها خودداری کنم . انجمن هایی که متاسفانه تنها چیزی که در آن به چشم نمی خورد مهربانی و صمیمیت است .
کاش کمی مهربان بودیم ...
تقدیم به تمامی دوستان و عزیزانی که عاشقانه دوست دارمشان
او در کنارت باشد اما دور باشی
بغضی گلوگیرت شود مجبور باشی
هی پشت هم لبخند اما توی سینه
یک پیرمرد لاغر و رنجور باشی
با هر کسی از هر دری هی حرف هی حرف
تنها میان عده ای ناجور باشی
دائم نگاهت را بدوزی زیر پایت
هر لحظه زیر ضربه ی ساطور باشی
حرفی بخواهد پر بگیرد بین لب هات
اما نگویی آتشی مغرور باشی
گاهی که دنیا با دلت ناسازگار است
باید بیندازی سرت را کور باشی
تیرماه ۱۳۸۶
رشت
+ نوشته شده توسط محمد فرخ طلب در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت
18:21 |

