نه ! تو دریا نیستی
در رشته ی محبوبم زبان و ادبیات فارسی پذیرفته شدم
اما نظام وظیفه به من معافیت تحصیلی نداد
به همین راحتی
این روزها زندگی ام با سرعتی فراوان در حال تغییر است
خدایا به دستانم توان بده
این رل بسیار سخت است
مطمئنم این قیامت را تو بر پا کرده ای
زورکی اسم مرا در پیش خود جا کرده ای
نه ! تو دریا نیستی من هم که ماهی نیستم
بی خودی آغوش خود را سوی من وا کرده ای
رد چرخ ات یادگاری مانده بر پیشانی ام
بس که تو این جاده را پایین و بالا کرده ای
پشت هم چک دادی اما بی محل تر از تو نیست
پای هر چیزی مرا یک عمر امضا کرده ای
ارتباط دست و دل چندان به سود ما نبود
سر شکستی و وبال گردن ما کرده ای
از همین حالا برایم مثل روزی روشن است
آن زمانی که مرا تنهای تنها کرده ای
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 11:56  توسط محمد فرخ طلب
|
