خدا را شکر می کنم
خدا را شکر می کنم برای همه ی آن چیزهایی که دارم
خدا را شکر می کنم برای این که هستم
خدا را شکر می کنم برای آن چه هستم
خدا را شکر می کنم برای وجود مادر
خدا را شکر می کنم به وجود پدر
خدا را شکر می کنم برای حضور خواهر
خدا را شکر می کنم برای وجود شوهر خواهر
خدا را شکر می کنم برای رفیقانی که هستند
خدا را شکر می کنم برای نفس هایی که با من است
برای شب ها و روزهایی که در من است ، برای رایانه ای که در اتاق دارم ، رادیویی که شجریان را از آن می شنوم ، افتخاری را ، قربانی را ، سراج را ...
خدا را برای لباس هایی که دارم ، عطری که دوست دارم اش ، تلفن همراه و هر چه که در اختیارم هست و شاید از آن غافل شوم
خدا را شکر می کنم برای اشک هایی که همیشه داغ است و به راه ...
خدا را شکر برای کوچک و بزرگ های زندگی ام
خدا را شکر می کنم برای آرزوهایی که دارم
خدا را شکر می کنم برای این که خدا را شکر می گویم
*حالا این فاصله را سپید بخوان !!!!؟*
خدایا مرا در آغوش بگیر
گرم
پر از بوسه های مهربان
که آسمان گر بگیرد ...
و خدا را هزاران شکر که شعر هنوز با من است
خدا را شکر ...
برای تان بهترین ها را آرزو می کنم ، لبخد هایی بلند ، آغوشی که همه را در بر بگیرد ، دستانی که بوی خوش اش فضا را برقصاند و دلی که محبت هزار بار به آن کوک شده باشد !!!
می بوسم تان مهربانان ...
**سال 1387 بر همه خجسته باد**
بی بهانه دوست ات دارم
کمی تا قسمتی ابری ...
***
زیر سر ات شکوفه شکوفه
توی آستین ات بهار داری
حادثه ای غیر مترقبه ام
که سیل ببارم
که جاری شوی
که حتی توی سینه ی کوه
جای دنجی برای آواز های تو هست
بیرون می زنم از خودم
تا ... تو قدم بزنم
تن ام را به آب بزنم
جان ام را به سر بزن ام
دل را به هم بزنم
که عطرش بپیچد توی هوا
که هر که رد شود شکلک در آورم ، هوار بکشم
اخم هاشان را بخندم
فرار هاشان را تعقیب کنم
من تو را بسیار بسیار خجالت می کشم
من تو را بسیار بسیار بسیار می لرزم
باد می آید
شاید باران را هم خبر کند
حوله بیاور سرم را خشک کنم
باید زود برگردم ...
فروردین ۱۳۸۷
رشت
