تبليغاتX
محمد فرخ طلب - آب نگذشته هنوز از سرمان !!

محمد فرخ طلب

آب نگذشته هنوز از سرمان !!

 

من غروب کنندگان را دوست نمی دارم

به نام خداوند زیبا و سمیع

مجاز به انتخاب رشته شدم و حالا در انتظار اعلام نتایج

 و غزلی مهمان شما

 

آب نگذشته هنوز از سرمان !!

وقت باقی است خودت را برسان

لحظه ها چشم به راه اند ، کسی

روی ما ، در بگشاید ... زندان

چیزی از دور مرا می خواند

سوی یک عالم بی نام و نشان

آدم از راه به در خواهد شد

صحبت از تو که می اید به میان

هر که یک جور گرفتار تو است

مرد و زن خرد و کلان پیر و جوان

ما که بسیار شبیه ایم به هم

ما که از خویش نداریم نشان!!

من فقط تشنه ی یک ذره توام!!!

لب بجنبان کمی آواز بخوان

 شهریور ۱۳۸۷

رشت

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 2:48  توسط محمد فرخ طلب  |